السيد محمد حسين الطهراني
364
الله شناسى (فارسى)
و نيز اين بيت او به نظرش نرسيده بود كه : گذرت بر ظلمات است بجو خضر رهى * كه در اين مرحله بسيار بود گمراهى « 1 » و نيز اين بيت : گر در سرت هواى وصال است حافظا * بايد كه خاك درگه اهل هنر شوى « 2 » و نيز اين بيت : قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكن * ظلمات است بترس از خطر گمراهى « 3 » و نيز اين بيت : به كوى عشق منه بىدليلِ راه قدم * كه من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد « 4 » احسائى داراى ذهنى وقّاد و شعلهور و حافظهاى شگفتانگيز ، و در زهد و بىاعتنائى نسبت به دنيا انگشتنما و ضرب المثل بوده است . در « ريحانة الادب » گويد : « شيخ أحمد بن زين الدّين بن شيخ إبراهيم احسائى بحرانى متوفّى در حدود 1242 ه . وى در حكمت و فقه و حديث و طبّ و نجوم و رياضى و علم حروف و قرائت و اعداد و طلسمات ماهر و در
--> ( 1 ) « ديوان حافظ » پژمان ، به ترتيب ص 213 از غزل 466 ، و ص 230 از غزل 499 ( 2 ) « ديوان حافظ » پژمان ، به ترتيب ص 213 از غزل 466 ، و ص 230 از غزل 499 ( 3 ) « ديوان حافظ » ص 347 با تصحيح محمّد قزوينى و دكتر قاسم غنىّ ؛ و اين بيت در همان غزل مذكور با تصحيح پژمان است كه در آن علاوه بر بيت « گذرت بر ظلمات است بجو خضر رهى . . . » بيت « قطع اين مرحله بىهمرهى خضر مكن . . . » نيز آمده است ولى در طبع محمّد قزوينى فقط بدين بيت دوّم اكتفا شده است . ( 4 ) « حافظ » مصحَّح پژمان ، ص 103 از غزل 230